مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى

150

مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)

بالموت من الطّفل بثدى أمّه » ، « 1 » ايشان هم بگفتندى و اقتداء نمودندى . اللهم اجعلنا أهلا لهذا المقام بحقّ صاحب الكلام عليه السلام . و جمله‌اى از امور ديگر متصوّر است كه اسباب ترديد شود ؛ لكن به همين قدر كه اشاره شد ، نوع وجه ترديد معلوم و مفهوم شد . مطلب پنجم در بيان اسباب رفع تردّد است از مؤمن ، و آن بدين گونه است كه در احاديث بسيار اشاره شده است كه « هيچ پيغمبرى يا وصىّ پيغمبرى يا ايمان آورنده به پيغمبرى نيست الّا اينكه تا خود اذن ندهد او را قبض روح نمىكنند » . « 2 » پس اسباب ترديدش چون رفع شد ، اذن مىدهد . پس قبض روح مىشود . مثل آنكه در حديث است كه سؤال كردند كه سبب معلوم نبودن قبر حضرت موسى على نبيّنا وآله وعليه السلام چيست ؟ در جواب ، حديثى روايت شده كه مضمون بعضى از فقراتش اين است كه : عزرائيل به خدمت آن حضرت آمد . به او فرمودند كه به زيارت ما آمده‌اى يا به قبض روح ما ؟ او عرض كرد كه به قبض روح آمده‌ام . به او فرمود كه از كدام عضو قبض مى كنى ؟ عرض كرد كه از دهان شما . آن حضرت فرمود كه قبض مىكنى از دهانى كه با خداوند بلاواسطه سخن گفته است و مناجات كرده ؟ عرض كرد كه از گوش شما . فرمود كه از گوشى كه نداى الهى شنيده است ؟ عرض كرد از چشم شما . فرمود از چشمى كه آيات تورات خوانده و آيات الهى را ديده است ؟ عرض كرد كه از دست شما . فرمود از دستى كه الواح تورات را از آسمان گرفته است و به عبوديت الهى بلند شده است ؟ عرض كرد از پاى شما . فرمود از پايى كه به طور سينا بالا رفته ؟ عرض كرد از شكم شما . فرمود از شكمى كه از بس رياضت كشيده و علف صحرا خورده ، سبزى علف از ظاهر جسد او هويدا گشته ؟ عزرائيل متحيّرشد و رفت . پس

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 5 ؛ بحارالأنوار ، ج 28 ، ص 234 ، ح 20 ؛ ج 74 ، ص 57 ، ح 16 ؛ ج 77 ، ص 334 ، ح 20 . ( 2 ) . يافت نشد .